مرتضى راوندى
318
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
ساير بلاد ، طيّارات هر صبح يا عصر قريب به همان موقعى كه چاپخانه آنها را بيرون مىدهد ، در شهرهاى دوردست توزيع مىكنند و اين البته غير از اخبارى است كه آنا به وسيلهء راديو در آن محلها انتشار مىيابد و يا جرايدى كه در محل ، طبع و نشر مىشود . اين كيفيت اگرچه راه وصول مردم را به اخبار و معلومات و معارف بسيار آسان و استفاده از اين منبع فيض را عمومى و ارزان كرده ، ليكن بدبختانه يك ضرر علاجناپذير از آن سر زده و آن اينكه راه را براى انتشار يافتن سريع و آسان هرگونه نوشتهاى از خوب و بد باز كرده و هر مهملنويس و هرزهدرايى نيز توفيق يافته است كه با پول شخصى يا به دستيارى امثال خود چكيدهء قلم خويش را به سرعت و به مقدار زياد به چاپ برساند و در دستوپاى مردم بريزد . اما چه مىتوان كرد ، هيچكس نمىتواند مدعى شود كه چشمهء فياض آفتاب را از آن جهت كه در پناه آن خار نيز مىرويد و كالبد مرده ، متعفّن مىشود ، كور كرد و عالم وجود را از طراوت و نكهت هزاران قسم گلهاى روحافزا و طبيعت جاندار و بيجان را از اقسام گوناگون خير و بركت محروم داشت ؛ مقالات و نوشتههاى بىمغز و جانكاه امروزى را بايد به عنوان فديه در راه استفاده از فوايد عديده آزادى تحمل كرد ، به گفتهء حافظ : خار ار چه جان بكاهد گل عذر آن بخواهد * سهل است تلخى مى در جنب ذوق مستى » « 1 » تأثير علوم و اكتشافات جديد در رشد و تكامل رسانههاى گروهى در قرن نوزدهم و بيستم ، پيشرفت علوم و كشفهاى تازه ، چون تلگراف ، تلفن ، راديو و تلويزيون در رسانيدن اخبار و اطلاعات گوناگون اجتماعى و سياسى و فرهنگى به يارى مطبوعات آمدند ، و به مطالب و مندرجات روزنامهها تنوّع بخشيدند . « اين كشفها دقيقا در زمينههايى بود كه جهان سرمايهدارى بدانها نياز داشتند ، كارهاى مهندسى ، فقط در صورتى مىتوانست تكامل يابد كه در علم نيز پيشرفتهايى به دست مىآمد ، پيشرفتهاى علوم طبيعى در ممالك مترقى ، باعث فرو ريختن كاخ تصورات غير علمى دربارهء جهان و زندگى آدمى شد . در قرن هفدهم فيزيكدان انگليسى « نيوتن » قانون جاذبهء عمومى را كشف كرد ، در قرن هجدهم « لومونوسف » قانون بقاء ماده و انرژى را به ثبوت رسانيد . در فيزيك كشفهاى بسيار بزرگى انجام گرفت . « جيمز ماكسول » « 2 » دانشمند انگليسى در سال 1865 ماهيت
--> ( 1 ) . نمونههايى از نثر فصيح فارسى معاصر ، جلد اول ، اهميت و مقام مطبوعات ، عباس اقبال آشتيانى ، ص 22 به بعد . ( 2 ) . J . Maxwell